ای که نمی دانم به چه نامت بخوانم
مرا از این بی تویی سیاه
و آنکه به درد خبر می دهد
که اشکهایمان اشکهای دو انسان
در این گردونه مکرر کار ما ریخته است
کی به بایان تلخ خود می رسد
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ساعت 18:52 توسط mohsen ansari
|
من به مکعب سیاه می اندیشم..توی این مکعب همه چیز بدون هیچ تازگی سر جای خودشون قرار گرفتن..پس جهان هیچ چیز برای شگرف کردن ما انسانها نداره ..کافیه تمام پنجره هارو ببندی و پرده ها رو بکشی.