قسم به پوچی هم خوابگی مرد با زن های تخیل ذهنش
وقتی که تنهاییمونم شبیه هم نیست
فقط میشه به رنگ عسلی موهای تو فکر کرد
به اینکه خیلی سعی میکنم همه چیرو بالا بیارم
هر چقدر که عق میزنم تا چیزی از ذهنم خالی شه
پ
۲
مي خونم.مي نويسم.دوباره نويسي ميكنم
و اين سه كار رو تا سر حد انزجار انجام ميدم
و بعد هم كمي بيشتر
اما فقط يك كلمه
ر
۳
مكتب ديكتاتورها
بايد تپيدن هر قلب اينك سرود
بايد سرخي هر خون اينك پرچم
بايد كه قلب ما
سرودها و پرچم ها باشد
ي
۴
ببين من اصلا از خودم تعريف نمي كنم آدم رو بايد به مرور زمان شناخت
اصلن رفتار اون آدم طي زمان اون آدم رو معرفي ميكنه
چرا انقدر حساسي؟
تو خوب بودي؟
س
۵
ناراحت نباش!؟...
آ
من به مکعب سیاه می اندیشم..توی این مکعب همه چیز بدون هیچ تازگی سر جای خودشون قرار گرفتن..پس جهان هیچ چیز برای شگرف کردن ما انسانها نداره ..کافیه تمام پنجره هارو ببندی و پرده ها رو بکشی.