همه چیز به حالت عادی برمی گردد عزیزم و این فقط ثبات خاطره هاست که دست نخورده باقی می ماند..اینکه کجاها را قدم زدیم و چه جهانی را کشف کردیم هم بستگی به تأثیر گزاری ما بر جهان پیرامونمان دارد..

جهانی که از ذهن ما شروع می شود و تأثیر بسزایی در اطافیانمان دارد، جهانی که از من به یک مکعب سیاه ختم می شود..در تو اما انگار جهانی با وسعت بیشتر با تأیین حد قلمرو...

همه اینها حدس و گمان است عزیز دلم حدسی که از جهان بسیار کوچک من که تنهایی را آغاز می کند برای تمامی انسانها،شروع و تا مرز قلمرو تو نفوذ می کند..و هنوز هم بر این باور که جهان تو غیر قابل نفوذ است...

نه انگار درد از جایی دیگر شروع می شود..قصه که به همین چند خط ختم نمی شود..

در مکعب سیاه من همه چیز در جای خودشان نشسته اند بدون هیچ تازگی..وسایل آشپزخانه،رخت خواب،کمدها،کافیست تمام پنجره ها را ببندی و تمام پرده ها را بکشی..

این را بارها گفته ام چرا جدی نمی گیری که جهان هیچ چیزی برای شگرف کردن ما انسانها ندارد.